Saturday, August 7, 2010

Radiohead – Amnesiac (2001)




سلام،


امروز قصد دارم در مورد آلبوم سال 2001 ردیوهد کمی صحبت کنم. من بیوگرافی این گروه موسیقی رو تو بلاگی که قبلا توش فعالیت می کردم نوشته ام. اگه مایل به خوندنش هستین به این آدرس برید و از آرشیو موضوعی ردیوهد رو انتخاب کنید.

اما آلبوم سال 2001... این آلبوم Amnesiac نام گرفته که معادل فارسی اون "مبتلا به فراموشی" هستش. آلبوم به فاصله ی 8 ماه بعد از انتشار آلبوم Kid A از همین گروه منتشر شد و با استقبال خوبی هم مواجه شد. رتبه ی #1 چارت یونایتد کینگدام و #2 بیلبورد رو به دست آورد. این آلبوم پیوند محسوسی هم با آلبوم Kid A داره و حتی بیشتر ترانه هاش همراه با ضبط آلبوم قبلی ضبط شده اند.





لینک دانلود آلبوم Amnesiac رو در آخر این پست قرار دادم... اگه توانایی دانلود رو دارین توصیه می کنم اول آلبوم رو دانلود کنید و در حین گوش کردن بهش یا بعد از اون متن من رو بخونید...



تو سایت ویکی پدیا خوندم که تام یورک در مورد آلبوم گفته:"در مورد عرفا خوندم که اونها اعتقاد دارند وقتی ما به دنیا میایم به اجبار فراموش می کنیم از کجا اومده ایم، تا بتونیم با دنیای جدیدی که واردش شدیم کنار بیایم. من فکر کردم این خیلی جالبه. مثل رودخانه ی فراموشی هستش. ... شبیه اینه که از توی یک زیرشیروانی یه صندوقچه پیدا کنی که داخلش پر از یادداشت، نقشه، نقاشی و توضیحاتیه در مورد رفتن به یه جایی که اصلا به یاد نداری. به هر حال این اون چیزیه که من فکر می کنم."

این توضیح رو میشه در مورد نام آلبوم، مناسب دونست.



و حالا محتوای آلبوم... آلبوم دارای یازده ترانه هستش به این ترتیب:

1. Packt Like Sardines in a Crushd Tin Box

2. Pyramid Song

3. Pulk/Pull Revolving Doors

4. You and Whose Army?

5. I Might Be Wrong

6. Knives Out

7. Morning Bell/Amnesiac

8. Dollars and Cents

9. Hunting Bears

10. Like Spinning Plates

11. Life in a Glasshouse



این آلبوم و آلبوم Kid A سورئالیست ترین آلبوم هایی هستن که من تا به حال شنیدم. البته Amnesiac با استفاده ی کمتر از سینتی سایزر و بیشتر از گیتار (در مقایسه با Kid A) از لحاظ شنیداری توهم کمتری داره. به خاطر همین اول قصد داشتم از هر دو آلبوم بنویسم. اما دوست ندارم پستم خیلی طولانی بشه، کما اینکه با کمی مسامحه میشه یکی از این آلبوم ها رو معرف اون یکی آلبوم هم دونست.

من بچه که بودم، وقتی بادکنکم می ترکید قبل از اینکه بندازمش دور، اون تکه هاییش که بزرگ تر بود رو برمی داشتم و محکم می کشیدم دور لبه ی یه لیوان... و اینطوری یه طبل کوچولو می ساختم، بعدش حالا یا با چوب کبریت روش می زدم، یا با دو تا انگشت، وسط بادکندکه رو می گرفتم و می کشیدم و ولش می کردم... و اینجوری طبلم رو می نواختم!

اولین صدایی که تو اولین ترانه ی این آلبوم شنیده میشه یه صداییه شبیه همون صدای طبل من... وقتی شنیدم خیلی برام جالب بود...!

اما ترانه ای که دوس دارم در موردش صحبت کنم Pyramid Song هستش. این اثر که دومین ترانه ی آلبوم هست به واقع از دیازپام هم آرام بخش تره! هارمونی بی نظیر پیانو که خاص ترین احساس رو در درون شنونده ایجاد می کنه و ملودی ویولون و زمزمه ی تام یورک که حالتی رویایی به موسیقی این ترانه میده و سوررئالیسمی که ازش صحبت کردم رو محقق می کنه. حمله های گاه و بی گاه و لحظه ای دسته ی ویولون در زمینه ی ترانه که روی یک نت خاص انجام میشه و حسی مثل اضطراب رو القا می کنه... و در نیمه ی دوم ترانه حضور چشم گیر سینتی سایزر و افکت ها که حس اصلی ترانه رو مخدوش می کنن و در واقع حالت پریشان و درهم و برهم یک رویا رو به شنونده القا می کنن.

شعر این ترانه رویایی بسیار زیبا رو تصویر می کنه. رویایی که در اون فرد وارد یک رودخانه میشه و چیزهایی رو می بینه که دوست داره ببینه. این رودخانه شاید رودخانه ی فراموشی باشه که تام یورک ازش صحبت می کنه...

I jumped in the river and what did I see?

پریدم در رودخانه، و چه دیدم؟

Black-eyed angels swam with me

فرشته های چشم سیاهی که با من شنا کردند

A moon full of stars and astral cards

یک ماه پر از ستاره و کارت های طالع بینی

And all the figures I used to see

و همه ی نشانه هایی که معمولا می دیدم

All my lovers were there with me

همه ی اونهایی که من رو دوست داشتن اونجا باهام بودن

All my past and futures

همه ی گذشته و آینده ام

And we all went to heaven in a little row boat

و ما همه با یک قایق کوچک به بهشت رفتیم

There was nothing to fear and nothing to doubt

و هیچ چیزی برای ترس و تردید وجود نداشت...



اثر دیگه ای که خیلی برام جالبه Pulk/Pull Revolving Doors هست که ترانه ی بعد از Pyramid Song هست. این ترانه هم می تونه گونه ای از رویا باشه... و یا یک نوع توهم شدید... یا خلسه... به هر حال محتوای این اثر هم به شدت فراواقعی هستش. علیرغم شعر قبلی که خیلی واضح و روشنه، این ترانه بسیار مبهم و مه آلود هستش... مثل وقتی میمونه که رویایی رو می بینیم و وقتی برای کسی تعریفش می کنیم انقدر مبهمه که خودمون هم متوجه غیر عادی بودنش می شیم...

صدای خواننده در این ترانه با استفاده که دستگاه تنظیم صدا زیر شده و یه جورایی وقتی دقت می کنم حس می کنم اون آدمک کوچولوی رو طرح جلد آلبوم که احتمالا به خاطر فراموشی داره گریه می کنه، این ترانه رو می خونه...!

There are barn doors

درهای انبار هست

And there are revolving doors

و درهای دورانی...



Doors on the rudders of big ships

درهایی روی سکان کشتی های بزرگ

And there are revolving doors

و درهای دورانی هست...



There are doors that open by themselves

درهایی هست که خودشون باز میشن

There are sliding doors

و درهای لغزنده...

And there are secret doors

و درهای مخفی ای هستش...



There are doors that lock

درهایی هست که قفل هستن

And doors that don't

و درهایی که نیستن...



There are doors that let you in

درهایی هست که اجازه میدن بری داخل

And out

و خارج بشی

But never open

اما هرگز باز نمی شن...

But there are trapdoors

اما دریچه هایی هست

That you can't come back from

که نمی تونی ازشون خارج بشی...



بعد از این اثر از چندین ترانه می گذرم... I Might Be Wrong رو با موسیقی فضاییش رد می کنم... از Knives Out با ملودی دلنشینش می گذرم... و میرم تا میرسم به Hunting Bears که به جرأت می تونم صفت شاهکار رو بهش بدم!

Hunting Bears یه اثر بسیار ساده و در عین حال بسیار پیچیده اس... 1 دقیقه و 59 ثانیه زمان داره، در تونالیته ی "ر مینور" نوشته شده و یه سیر مشخصی رو دنبال می کنه... حسی که این اثر القا می کنه بسیار خاص و منحصر به فرد هستش... به طوری که از یک شخص به شخصی دیگه یک دنیا تفاوت داره.

این حس یه چیزی شبیه وقتی هست که فرد تب کرده و داره هذیون میگه... تو اون لحظه همه چیز رو یه جور دیگه می بینه... یه چیزی مثل نشئگی فردی که مواد مخدر مصرف کرده... مثل زمانی که فرد صبح زود وقتی هوا گرگ و میشه در خواب و بیداری به سر میبره... و در حالی که بیداره رویا می بینه... فرد اون چیزی رو ادراک می کنه که در شرایط عادی تواناییش رو نداره...

این مسئله یه چیزی تو مایه های تداخل ناخودآگاه در خودآگاه هستش... یا دقیق تر، مثل حالت های تغییر یافته ی آگاهی (ASC)... همون چیزی که همه ی ما تا به حال تجربه اش کردیم... به خاطر همین همه بدون اینکه معتاد باشیم می دونیم حالت نشئگی چه جوریه...

حالا تصورش رو بکنید، یه هنرمند میاد این حس رو که حتی تعریفش سخته در یه اثر 2 دقیقه ای بسیار ساده قرار میده...! کل این اثر شامل یک ملودی گیتار الکتریک بدون پشتیبان و چند نت بیس (که فکر می کنم با کیبورد نواخته میشه) هست که اون ملودی رو هارمونیزه می کنه... همین... حالا به نظرتون نمیشه اسم این اثر رو شاهکار گذاشت؟!







این متنی که نوشتم فقط بررسی غیر حرفه ای 3 ترانه از این آلبوم گروه ردیوهد بود... درک بیشتر رو وقتی به دست میارید که خود آلبوم رو به صورت کامل گوش کنید. از طریق لینک زیر می تونید آلبوم رو خریداری کنید:


در صورتی که توانایی خرید آلبوم رو ندارید از لینک های زیر آلبوم رو دانلود کنید:


دانلود آلبوم از سرور رپیدشیر (پسورد در صورت نیاز: www.mp3boo.com)

در صورتی که قصد دارید به صورت آنلاین آلبوم رو گوش کنید از لینک زیر استفاده کنید:


Tuesday, July 27, 2010

And I Hope...

I’ve come back... I’ve come back because I needed to...

So many things have happened... Things that shouldn’t have happened... So many problems... And I need to fix them... I don’t think it would be that simple... It’s not simple at all... And I don’t hope much that my coming back will help with this... But I’ll just test it...

And I’m sure in time I will change everything, to what they should be! It needs time... Needs suffering... But after all I will do it... I need my back to be warm... And that’s the only thing I need...

...

Any way... In this blog I will write about art, but specially the Music. Book, Film and other things would be my subjects sometimes... But I allocate most of my time on what I really know about... Music.

As it’s obvious now, sometimes I will write in english... But originally this blog is a Persian one... Particularly in articles that need to be submitted for Iranian guys (the ones that have not been written in persian web yet) I will write in Persian...
And about Iran’s government’s action (blocking and filtering blogs) I will put one of the most powerful proxy programs with guide in a separated page for Iranians use... I know this blog will be blocked too... Soon!

As I don’t want my posts to be Very useless, I’ll put a lyric with its Persian translation for my post’s ending...

The ruin of your face
نابودی چهره ی تو
Pours down like lead tears
پائین می ریزد همچون جریان اشک...
As you sit by my side
همچنان که در پهلویم می نشینی
Confess to me your fears
از ترسهایت برایم بگو...
Drink deep the wreck of me
ویرانی مرا تا ته بنوش
My body is a funeral
بدن من یک مراسم تدفین است...

I fail to find comfort
من نتوانستم آسودگی را بیابم
In your pale cold eyes
در چشمان سرد و بی رنگ تو...
Worn loosely about me
خسته و رها در کنار من
You hang there dying off me
در حالی که به تدریج میمیری...
Deep in the misery
غرق در بدبختی ای که
Of my long arms, weeping
بازوهای بلندم به دورت کشیده، اشک می ریزی...
I cradle your tired head
من سر خسته ات را در آغوشم تکان میدهم
This moment for the keeping
باشد که این لحظه تا ابد بماند...

Her hand raised from the shadows in silence
دست او از میان سایه بالا آمد، در سکوت
Like a dying victim of a biblical plague
همچون قربانی در حال مرگی از آفت کتاب مقدس
A strange mix of innocence and horror
آمیزه ی ناآشنایی از معصومیت و وحشت
Gushed from her red rimmed and swollen eyes
بیرون زد از چشمان سرخ برجسته و متورم او
Resentment conquers sympathy and I turn my back
خشم بر دلسوزی غلبه می کند و من پشتم را به او می کنم
Her burning stare, like a minute blazing suns
نگاه سوزاننده اش، همچون خورشید مشتعلی کوچک
Roars into the back of my head
بر پشت سرم می خروشد
And I simply move away
و من به سادگی ناپدید می شوم...

I will sing you this song of
من خواهم خواند برایت این ترانه ی
All my pain, so listen
تمام دردهایم را، پس گوش بسپار
Great roaring, tears pouring
زجه زدن های طولانی، اشک هایی که روان اند
Down unto me from my lover
روان بر من از سوی عشقم
The winter in your soul
زمستانی که در روح توست
Has frozen me forever
مرا منجمد کرده، تا ابد...


My Body, A Funeral (From the album For Lies I Sire)
My Dying Bride
2009